![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای شخصی و نظرات یک ادیولوژیست |
|
بعضی ها چه حالی دارند . دیروز بعد از ظهر ، ساعت 4 ، در حالی که برف هم به شدت می بارید ، با مامان رفتیم بیرون ، برای خرید . یک عده مثل ما با پالتو و کلاه و چکمه دنبال کارشون می رفتن . یک عده هم خانمها و آقایون انگار نه انگار که داشت برف می بارید . یکی تو این هوا یه روسری نازک سرش بود و پوست صورتش از سرما قرمز شده بود . یکی از این چکمه های فانتزی که تا زیر زانو می رسند و با کمی رطوبت به راحتی خیس میشن پوشیده بود ، کاملا معلوم بود که تا ساق پا خیس خیس شده و با کلی " کلاس " اومده بود دنبال خرید " نسکافه " . یکی شیشه عطر رو رو سرش خالی کرده بود . می گن تو سرما بوی عطر خوب پخش نمی شه ، اما تا پنج متر اونور تر باز هم بوی عطرش می یومد .برام جالب و در عین حال مسخره بود . در اون هوای سرد – برف هم به شدت می بارید – زمین پر از گل و لای – چه طور کسی حاضره محیط امن و گرم و راحت خونه رو ول کنه و بییاد تو خیابون ؟ ----------------------------------------------------------------------------- از امروز صبح هوا خوب شده . الان آفتاب در اومده . توی کوچه پر از برفه . دیروز اخبار گفت از طرف کارکنان نیروی دریایی سقف 7 تا مدرسه رو از برف پاک کردن . فعلا اوضاع بد نیست اما هوا شناسی گفته از جمعه دوباره برف شروع می شه. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 دی1386ساعت 9:10 توسط نسترن |
|
|
خیلی برف باریده ، سابقه نداشته که در استان گیلان اینهمه برف بییاد . پنج شنبه شب لودر آوردن و کوچه اصلی رو باز کردن ؛ اما تا امروز ، صبح یک شنبه ، دوباره مسیر عبور لودر پر از برف شده . چند روزه که از خونه بیرون نرفتیم . بارش برف قطع نمی شه . استاندار گیلان ، آقای قهرمانی ، آدم خوبیه . دستش درد نکنه . با این که برف امسال گیلان خیلی خیلی بیشتر از برفی هست که سال 83 بارید ، اما وضعیت امسال خیلی بهتره . همین الان بابا از نونوایی اومد – ساعت 5/8 صبحه .گفت نونوایی عادی بود . لواش گرفته . سال 83 مواد غذایی به سختی پیدا می شد . اما فقط وضعیت رشته که خوبه . خبر دارم که انزلی افتضاحه . بارش برف در انزلی دو برابر رشت هست . جمعه به هرکسی تو انزلی تلفن می کردیم می گفت نون نداریم . همین که آب و گاز قطع نشده ، خودش خیلیه . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 23 دی1386ساعت 8:49 توسط نسترن |
|
|
خون گرفتن از نوزادان رو خیلی دیدم - البته خودم هرگز این کار رو انجام نداده ام چون در حیطه وظایف من نیست . اما دیده ام که چقدر برای بچه ناراحت کننده است . بعضی از پرستار ها خوب وارد نیستند و سوزنی را که وارد بدن بچه شده چندین بار بیرون می کشند و دوباره فرو می کنند یا سوزن را داخل پوست می چرخانند تا به رگ برسند .
امروز صبح رفتم آزمایشگاه . یک آزمایش خون ساده دادم - برای کنترل . تا چند ساعت بعد دستم درد می کرد و روی رگ بازوم کبود شده . دلم برای بچه ها سوخت . کاش یک راهی وجود داشت که می شدمیزان بیلی روبین را بدون خون گیری تعیین کرد . احتمالا نوزاد ها تا چند روز بعد از ترخیص از بیمارستان بازوهاشون درد می کنه . میدیدم وقتی بچه های بستری رو بغل میکنند یا جابجا می کنند طفلکی ها از درد به خودشون می پیچند .کاریش هم نمی شه کرد . افزایش بیلی روبین خطرناکه . ولی کاش بعضی ازپرستارها کمی با حوصله تر عمل کنند . البته بعضی ها هم واقعا به کارشون واردند . کسی رو می شناسم که با اولین سوزنی که به دست بچه وارد می کنه به راحتی خون وارد سرنگ میشه . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 دی1386ساعت 22:38 توسط نسترن |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من ادیولوژیستم . فارغ التحصیل 1381 - تهران. وبلاگم دفترچه خاطرات منه . می نویسم تا یادم نره که چی میخوام .
------------------------------- تا نکوشی در نخواهی یافت ، و اگر به تمامی نکوشی ، نکوشیده ای آزموده تر تیرت را به سویش روانه می کنی ، هر آنچه در توان داری به کار میگیری ، و اگر با تمام وجود کوشیدی و باز ، " ناکام " ماندی ، زنهار که شکست نخورده ای ، آنگاه که به سوی رویاهایت بال می گشایی . از رسیدن است که می بالی ، از کوشیدن است که می آموزی ، و از رفتن است که پیروز باز می گردی . لین پارسونز مترجم : عبد العلی براتی از کتاب : رویاهایت را رها نکن |
| پیوندهای روزانه |
|
BBPV سابقه کار آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|