![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای شخصی و نظرات یک ادیولوژیست |
|
متاسفانه خیلی وقته که به وبلاگم سر نزده ام ( تعجب می کنم که چطور هنوز هم می تونم وارد بشم و حذف نشده ! ) یک خورده گرفتار بودم . البته گرفتاری از نوع مثبت . دنیا کمی برام تغییر پیدا کرد - خدا آقای دکتر رو خیر بده که باعث این همه تغییرات شد . از این به بعد نه دنیای من لکه میشه - نه کثیف میشه - وقتی هم دارم برنج رو آبکش می کنم دنیا دیگه بخار نمی گیره !
در یک ماهه گذشته نظرم به کلی تغییر کرده . بابا گوش چیه . هرچی هم که زحمت بکشی باز هم آخرش نمی شه مریض رو به اون شنوایی عالی که انتظار داره رسوند . به نظرم اگه می رفتم دنبال چشم خیلی بهتر بود ! من که الان عالیم. -------------------------------------------------------------------- هستی جان کار جدید رو بهتون تبریک میگم . موفق باشی . فقط یادت نره که نباید حتی برای یک لحظه احساس ترحم و دلسوزی داشته باشی وگرنه نمی تونی ادامه بدی . من هم یک زمانی تربیت شنیداری کار می کردم . بچه هم خیلی خوب پیش می رفت .اما چون دلم براش می سوخت اون طفلکی رو بیش از حد در فشار می گذاشتم - یه پسر کوچولوی سه ساله بود که هر کاری که بهش می گفتم می کرد . اما چون بیش از حد بهش سخت می گرفتم همش اشتباه می کرد و می زد زیر گریه . آخرش هم از همه چی دست کشیدم . احساس می کردم دارم بچه رو عذاب می دم و اونو تو منگنه گذاشته ام . سه ماه پیش دوباره دیدمش . مادرش گفت که امسال می ره کلاس چهارم ( فکر کنم ) . بعد به من گفت که حرفهای من در اون موقع خیلی روش تاثیر داشته و آرومش می کرده ( در حالی که من اون موقع فکر می کردم نتونستم به مادر بچه هیچ کمکی بکنم )
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 مهر1386ساعت 22:11 توسط نسترن |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من ادیولوژیستم . فارغ التحصیل 1381 - تهران. وبلاگم دفترچه خاطرات منه . می نویسم تا یادم نره که چی میخوام .
------------------------------- تا نکوشی در نخواهی یافت ، و اگر به تمامی نکوشی ، نکوشیده ای آزموده تر تیرت را به سویش روانه می کنی ، هر آنچه در توان داری به کار میگیری ، و اگر با تمام وجود کوشیدی و باز ، " ناکام " ماندی ، زنهار که شکست نخورده ای ، آنگاه که به سوی رویاهایت بال می گشایی . از رسیدن است که می بالی ، از کوشیدن است که می آموزی ، و از رفتن است که پیروز باز می گردی . لین پارسونز مترجم : عبد العلی براتی از کتاب : رویاهایت را رها نکن |
| پیوندهای روزانه |
|
BBPV سابقه کار آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|