![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای شخصی و نظرات یک ادیولوژیست |
|
من بالاخره موفق شدم . خب البته معاونت پیشگیری بهزیستی خیلی از طرح غربالگری شنوایی نوزادان استقبال کردند - و رئیس یک بیمارستان دیگه که اتفاقا خودشان هم متخصص نوزادان هستند اجازه دادند که این آزمایش را در بیمارستان تحت مدیریتشان اجرا کنم .
با امروز - دو روز است که صبحها میرم بیمارستان و شنوایی نوزادان را آزمایش میکنم . کار جالبیه . البته بیمارستان دولتی است و چیزی که خیلی فکرم رو مشغول کرده بود این بود که شاید مردم حاضر نباشند برای این آزمایش هزینه کنند . البته در این دو روزه استقبال مردم خیلی خوب بود و بهزیستی هم قول داده که تا حدی در مورد کسانی که مشکل مالی دارند کمک کند . فقط کار من جالبه . هرروز کلی کرایه ماشین میدم میرم بیمارستان - چند تا آزمایش میگیرم - دوباره ظهر کلی کرایه ماشین میدم و برمیگردم ! ولی واقعا برام جالبه . تو اون شلوغی و سر و صدای بخش ِ کار کردن با دستگاه OAE هم خودش هنره ! امروز یه کوچولویی رو دیدم وزنش ۲ کیلو بود . بقدری کوچیک بود که لاله گوشش تو انگشتام جا نمیشد ! ولی شنواییش عالی بود . هم OAE گرفتم - هم BOA !(Behavioral Observation Audiometry )
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 آذر1385ساعت 21:25 توسط نسترن |
|
|
بعد از کلی این در و اون در زدن و دنبال کار گشتن و البته پیدا نکردن و کلی پول روزنامه های رنگ و وارنگ دادن - بالاخره به پیشنهاد یکی از همکارها با کلی زحمت تونستم یک وامی جور کنم و از این اون قرض کنم و یک دستگاه OAE بخرم .
برای اطلاع اونا که با رشته من آشنا نیستن بگم کهOAE دستگاهی یه که باهاش نوزادان را در بدو تولد از نظر وجود کم شنوایی آزمایش می کنند . در کل دستگاهی هست که دقت بالایی داره و نتایجی که می ده کاملا قابل اعتباره . و هدف از این کار هم اینه که : سالها تحقیق و تجربیات همکاران نشون داده ِ هرچه وجود ناشنوایی در کودکی زودتر تشخیص داده بشه و هرچه زودتر اقدامات توانبخشی مثل تجویز سمعک مناسب زودتر انجام بگیره تاثیر کاهش شنوایی بر آینده کودک کمتر میشه به طوری که در آینده بچه به این توانایی می رسه که مثل بچه های عادی به یک مدرسه عادی ( در کنار بچه های شنوا ) بره . خلاصه . دانشگاه علوم پزشکی به همه بیمارستانهای تابعه نامه داده که بابا با این طرح همکاری کنید . و بهزیستی هم با بیمارستان هماهنگ کرده بود - به بیمارستان نامه داده بودن و رئیس بیمارستان هم موافقت کرده بود . البته دو ماه پیش رئیس بیمارستان یک دکتر متخصص گوش و گلو و بینی بود که ظاهرا از اجرای این طرح هم استقبال کرده بود . حالا دیروز من رفتم بیمارستان و اولین چیزی که به من گفتن این بود که رئیس بیمارستان عوض شده و رئیس جدید بیمارستان دکتر متخصص بیهوشی هست . دکتر اول گفت باشه بیا کار کن . اما بعد که صحبت پولش شد یک دفعه ورق برگشت و دکتر عصبانی شد و داد و بیداد که نه نمیشه . ما نمی تونیم از مردم پول بگیریم . همین الان هم به خاطر آزمایش کم کاری تیروئید در نوزادان - از مردم داریم پول میگیریم صداشون در اومده . بعد اونوقت تو شهر میپیچه که هرکی میره بیمارستان ازش پول میگیرن ! خانم شما میخوای " طرح تحقیقاتی " البته این رو اضافه کنم که همین الان در تمام شهرهای بزرگ ایران این طرح داره اجرا میشه و نتایج خوبی هم داده . خلاصه من هر کاری کردم که دکتر رو متقاعد کنم که کارم یک " طرح تحقیقاتی " نیست نشد . به من میگه : اصلا در این زمینه با من بحث نکن . این رو هم داشته باشید که فاصله این شهر تا مرکز استان فقط نیم ساعته .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 14 آذر1385ساعت 7:17 توسط نسترن |
|
|
یارو رو کردن خبرنگار منطقه شرق اروپا ( یعنی بهترین منطقه اروپا ) . حتما کلی هم پول به پاش ریخته میشه . اونوقت طرف خودشو کشته خبر فرستاده :
آره - مردم نمی دونین اوضاع اینجا چقدر خرابه ! آلمان داره نصف ! کارگرهاشو اخراج میکنه ! بیکاری در آلمان غوغا میکنه ! مردم ایران اگه کار دارین - حتی اگه یازده ماهه حقوق نگرفتین ـ کاره رو دو دستی بچسبین ! یک موج قحطی کار داره از آلمان مییاد به طرف شما ! این خبرها چیه که به خورد ماها میدن ؟ یه عده رو جمع کردن که از سر صبح الی شب هرچی خبر ناامید کننده و تاسف آور و ترحم برانگیزه جمع کنند ـ بطور افتضاح و ناقص ترجمه کنند و بخورد مردم بدن . کافیه پیچ تلویزیون رو باز کنی تا گوشهاتو با این ...... پر کنن . نمی دونم چرا یک جماعتی فکر میکنن که بلا نسبت - ماها ........ هستیم .
خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 آذر1385ساعت 7:53 توسط نسترن |
|
|
داره اتفاقات جالبی می افته !
تغییراتی دارن پیش مییان ! پول پیدا کردم ! از آسمون افتاده ! در و دیوار میگن دست بجنبون ! تا دیر نشده . ولی دیروز داشتم به کفشم نگاه می کردم ـ دیدم کفش نوی من تو همین یک ماه گذشته زوارش در رفته ! ( کار پیدا کردن از خود کار کردن هم سخت تر) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 8:8 توسط نسترن |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من ادیولوژیستم . فارغ التحصیل 1381 - تهران. وبلاگم دفترچه خاطرات منه . می نویسم تا یادم نره که چی میخوام .
------------------------------- تا نکوشی در نخواهی یافت ، و اگر به تمامی نکوشی ، نکوشیده ای آزموده تر تیرت را به سویش روانه می کنی ، هر آنچه در توان داری به کار میگیری ، و اگر با تمام وجود کوشیدی و باز ، " ناکام " ماندی ، زنهار که شکست نخورده ای ، آنگاه که به سوی رویاهایت بال می گشایی . از رسیدن است که می بالی ، از کوشیدن است که می آموزی ، و از رفتن است که پیروز باز می گردی . لین پارسونز مترجم : عبد العلی براتی از کتاب : رویاهایت را رها نکن |
| پیوندهای روزانه |
|
BBPV سابقه کار آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|