![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای شخصی و نظرات یک ادیولوژیست |
|
یه دختر کوچولوی ۴ ساله بود . مادر و پدر هردو ناشنوا بودند . بچه همکای خوبی داشت . اما تقریبا می
تونم بگم که از شنواییش چیزی باقی نمونده بود . اما برام جالب بود با این که به زور و با یک سمعک قوی می شنید اما خیلی خوب حرف می زد . گفتار خیلی واضحی داشت . هر کلمه ای رو هم که اشتباه می گفت سریع مادرش متوجه می شد و بهش کلمه درست رو یاد آوری می کرد . مادرش هم ناشنوا بود . نمی دونم چه جوری متوجه می شد که بچه داره کلمه رو بد تلفظ می کنه . جالب اینجا بود که تلفظ بچه از تلفظ مادرش واضح تر بود . چه خوبه که هرکسی در بین گروهی باشه که بهشون تعلق داره . من فکر می کنم اون بچه الان خیلی خوشبخته . عمه بچه هم ناشنوا بود . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:48 توسط نسترن |
|
|
دیگه دارم خیلی جدی درس می خونم !
سوال روز : کدوم برای تشخیص بالینی ضایعه cochlear بهتره ؟ Supra threshold STAT یا SISI in 75dBHL ؟ از چهار شنبه سوری چه خبر ؟ من که از یکشنبه دیگه احتمالا نمی رم سر کار . ( به خاطر حفاظت از گوشهام ) خلاصه گفته باشم - عین تراکتور ! دارم درس می خونم . برین بگین دانشگاه ( احتمالا ایران ) تو کلاس ارشد - ردیف سوم یه جا برم نگه دارن ( اصولا از جلوی کلاس نشستن بدم می یاد ) . نخند . اگه قبول بشم به همتون شیرنی می دم . شیرنی نمی شه ؟ خب براتون ecard می فرستم ! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 اسفند1384ساعت 9:37 توسط نسترن |
|
|
یه دختر کوچولو بود . ۳ ساله . واقعا زیبا بود . مادرش فکر می کنم هنوز ۱۷ سال نداشت .
- همین یه بچه رو داری ؟ - آره - پدرش کو ؟ - پدرش ناشنواست . - پس این آقا که همراهته چه نسبتی با شما داره ؟ - پدر شوهرمه - دخترت حرف می زنه ؟ - نه . فقط بابا و ماما می گه . - پدرش چقدر حرف میزنه ؟ - پدرش اصلا حرف نمی زنه ( این یعنی احتمالا پدر کاهش شنوایی عمیق داره ) تمپانوگرام نرمال بود . رفلکس Contra وجود نداشت . سعی کردم با استفاده از تحریک حس جهت یابی توجه بچه رو به صدا جلب کنم . اما در 80dBHL هیچ واکنشی نشون نداد. از peep show استفاده کردم . ۲۵۰ را در شدت ۱۰۰ فرستادم . باز هم واکنشی وجود نداشت . گوشی های ادیومتر را از اتاقک خارج کردم و مستقیم به پشت دستگاه وصل کردم . 250Hz را با شدت dBHL110 فرستادم اماهرکاری کردم نتونستم بچه رو شرطی کنم . دست آخر از میکروفون استفاده کردم speech در شدت ۱۰۰ در گوش راست هیچ واکنشی ایجاد نکرد . اما در گوش چپ در شدتهای ۱۰۰ و ۹۰ بچه به طرفم بر می گشت . فقط مشکل این بود که reinforcer نداشتم . خودم شدم تقویت کننده بینایی ! هر بار که بچه به طرف من بر می گشت کلی براش دست تکون می دادم و بالا و پایین می پریدم ! خلاصه این که حالم گرفته شد . حالا درسته که نتونستم شرطیش کنم . ولی ۳ ساله با افت در حد moderate گرفتم . فکر می کنم افتش از این حد هم بیشتر بود . ولی بچه خیلی زیبا بود . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 2:4 توسط نسترن |
|
|
شنیدن صدای انفجار چه لذتی داره ؟ منفجر کردن ترقه چه لطفی داره ؟ مگه گوشها
تون رو از سر کوچه پیدا کردین ؟ شنیدن صدای هر ترقه یعنی یه بخشی از شنوایی تون رو از دست دادین . دیگه بر نمی گرده . من تضمین میکنم که هیچ سمعکی نمی تونه جای شنوایی واقعی رو پر کنه . شنوایی تون بر نمی گرده بر نمی گرده خوب نمی شه . ذره ذره کر میشین . اول خودتون متوجه نمی شین . تا مدتها متوجه این افت شنوایی نمی شین - بعد یه صدای وزوزی تو گوشهاتون می شنوین . یه وزوز دایمی . کم نمی شه . زیاد هم نمی شه . ولی همیشه هست . چند سال بعد مخصوصا وقتی سن تون یه ذره بیشتر شد مییان مطب . مشکلتون چیه ؟ " احساس میکنم یکی باهام حرف می زنه خوب حرفهاشو نمی فهمم " . به خاطر خودتون میگم . وگرنه ما شنوایی شناسا از خدا مونه که همه مردم کر بشن! ماها یه اصطلاح داریم می گیم پول تو فروش سمعکه ! چهار شنبه سوری خوبه . ولی بدون صدای ترقه . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 10 اسفند1384ساعت 1:37 توسط نسترن |
|
|
خیلی برام جالب بود . یارو ادیولوژیسته - بعد رفته زحمت کشیده یه روش ابداع کرده تادر بیماران
متمارض از روی صدک ۱۰ ام آستانه های رفلکس ِ آستانه شنوایی رو تخمین بزنه . ادیولوژیست گوشاش باید ادیومتر باشه . صداش باید ادیومتر باشه . مریض متمارض رو کافیه چهار تا سوال الکی ازش بپرسین می تونین بفهمین آستانه هاش در چه حدودی هست . نشد ُ چهار تا داد سرش بزنین ! اصلا اشکال نداره ! فقط حواستون جمع باشه .بعضی ها تمارض می کنند چون می خوان از دیه - پزشک قانونی و بنیاد جانبازان....... یه پولی بگیرن ُ این آدمها رو هرچی سرشون داد بزنین اشکال نداره ( پسرهای ۱۸-۱۹ ساله که می خوان برن سربازی رو هم به این گروه اضافه کنین ) اما بعضی ها مشکل پردازشی دارن . بعضی آدمها واقعا دستورات شفاهی رو راحت درک نمی کنند . مغزشون کلمات رو پردازش نمی کنه . به اینا باید روش پاسخدهی رو عملی نشون داد . اگه ببینن که چی ازشون می خواین ُ درست جواب می دن. مثلا می شه آزمایش گرفتن از یه نفر دیگه رو نشونشون داد . بعضی از کسانی هم که متمارضند اصلا از هفت دولت آزادند . خلاص ! در مغزشون پردازش هیچ نوع اطلاعاتی صورت نمی گیره . اگه فقط یکی از این آدمها گیرتون افتاد توصیه می کنم قبلش حتما یه آرامبخش بخورین چون احتمالا ناچار میشین ادیومتری شو سه دفعه تکرار کنین .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 اسفند1384ساعت 10:18 توسط نسترن |
|
|
ادیومتری و تمپانومتری . ادیومتری و تمپانومتری . فقط ادیومتری و تمپانومتری . ولی نمی تونی مشکل
رو پیگیری کنی . دیروز بازم یه بیماری اومد بنظر من احتیاج به آزمایشات تخصصی تر داشت . Pasitive Reflex Decay داشت در ۵۰۰ . مریض سرگیجه داشت بعلاوه احساس به یک سو کشیده شدن . حداقل کاری که میشد براش کرد یه ABR ناقابل بود که اون رو من بلد نیستم . نه - این که خدا تومن پول بدی یه دستگاه فوق پیشرفته بگیری و با تکیه بر نتایجی که دستگاه بدست می یاره نظر تشخیصی بدی چیزی نیست که من تاییدش کنم . دیروز مطب خیلی شلوغ بود . بازم دیشب ازبس پاهام درد می کرد خوابم نمی برد . بازم دیشب از بس خسته بودم درس نخوندم . زمان رو دارم الکی از دست می دم . نمی خوام برم سر کار . دیگه دلم نمی خواد برم سر کار . اگه امسال هم قبول نشم شاید دیگه این فرصت برام پیش نیاد و می دونم که بعدا بخاطر زمان از دست رفته خیلی افسوس می خورم . دلم نمی خواد کارم فقط باشه گرفتن ادیومتری و تمپانومتری . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 اسفند1384ساعت 11:36 توسط نسترن |
|
|
توی این katz نوشته در تمپانومتری وقتی دارید رفلکس می گیرید ممکنه artifact هایی ایجاد بشن که
بعضی از این artifact ها باعث افزایش امپدانس می شن و بعضی باعث کاهش امپدانس . بعد می گه هردوی این انحرافها ( هم افزایش امپدانس و هم کاهش امپدانس ) ممکنه به عنوان وجود رفلکس واقعی تعبیر بشن . یعنی باعث ایجاد False positive بشن . فقط مسله اینه که مگه کاهش امپدانس در هنگام رفلکس گیری هم به عنوان وجود رفلکس تعبیر می شه ؟ اینو نمی دونستم . به ما گفته بودن تو دستگاه AZ7 عقربه باید افزایش رو نشون بده تا وجود رفلکس تایید بشه . مگه برعکسش هم رو باید به عنوان رفلکس در نظر بگیرم ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 اسفند1384ساعت 16:42 توسط نسترن |
|
|
آقا جواد سلام . خواستم بگم سه هزار تومن خیلی هم پوله . حق داری . می شه باهاش بزور بزور یه
زندگی رو چرخوند ولی مسله این که شما باید این رو هم در نظر بگیری که این پول در ازای چه نوع خدماتی و به چه کسی با چه مقدار تجربه و اطلاعات داده می شه . زمانی فرد از میزان حقوقش احساس رضایت میکنه که دستمزدش با میزان تواناییهاش متناسب باشه . من روزی حداقل ۴ تااز بیمار ها رو خودم می بینم . از هر بیماری پنج هزار تومن گرفته می شه که با هم می شه ........و پولی که به من داده می شه ......! آقا جواد من دیگه یه دختر بچه تازه فارغ التحصیل شده نیستم . من باید خرج خودم رو در بیارم . دیگه غیرتم قبول نمی کنه که دستم جلوی بابام دراز بشه . می خوام مستقل باشم . دلم می خواد یه مطب داشته باشم یه خونه داشته باشم ..................................... اگر شکایت می کنم بخاطر اینه که این حقوق مناسب من نیست . شرمنده ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 3 اسفند1384ساعت 11:7 توسط نسترن |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من ادیولوژیستم . فارغ التحصیل 1381 - تهران. وبلاگم دفترچه خاطرات منه . می نویسم تا یادم نره که چی میخوام .
------------------------------- تا نکوشی در نخواهی یافت ، و اگر به تمامی نکوشی ، نکوشیده ای آزموده تر تیرت را به سویش روانه می کنی ، هر آنچه در توان داری به کار میگیری ، و اگر با تمام وجود کوشیدی و باز ، " ناکام " ماندی ، زنهار که شکست نخورده ای ، آنگاه که به سوی رویاهایت بال می گشایی . از رسیدن است که می بالی ، از کوشیدن است که می آموزی ، و از رفتن است که پیروز باز می گردی . لین پارسونز مترجم : عبد العلی براتی از کتاب : رویاهایت را رها نکن |
| پیوندهای روزانه |
|
BBPV سابقه کار آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|