تبليغاتX
فریاد
یادداشتهای شخصی و نظرات یک ادیولوژیست
چشمتون روشن  - کتز جدید اومد ! رفرنس ها تغییر کردن .

من امسال کنگره نیومدم - اما یکی از همکارها زحمت کشیدن و کتز ۲۰۰۹ رو برام خریدن . دیشب داشتم سر سری نگاه می کردم به نظرم کلی تغییر کرده . مهمترین تغییرش اینه که توش خبری از ABLB و SISI وSSW نیست ( و من از این بابت واقعا خوشحالم !! )

کتز جدید متمرکز شده بر آزمونهای الکتروفیزیولوژیک - تعادل به دو فصل افزایش پیدا کرده و خیلی قابل درک تر شده - و امیدوارم این موضوع باعث بشه تا پزشک ها و رزیذنت های  ENT در نحوه نگرش شون به ادیولوژی یک تغییر اساسی ایجاد کنند .

از همه مهمتر این که اصلا اسمی از ETF آورده نشده ( باز هم من خیلی خوشحالم چون این تنها آزمونی بود که ازش بدم می یومد )

خلاصه این که توصیه میکنم کتز جدید رو تهیه کنید - به درد می خوره !

البته الان یک نگرانی اساسی دارم - ممکنه امسال از کتز جدید هم در ارشد سوال بیاد ؟ نمیشه امسال رو کوتاه بیان ؟ ( امسال برای بار هفتم میخوام در ارشد شرکت کنم   )

من ۷ سال پیش با آقای محمدخانی شرط بستم که میتونم ارشد قبول بشم ( در همون سال !) . استاد روی دیوار یک ضربدر زد و گفت : این خط و این نشون - اگر قبول بشی یک جایزه داری ( ضربدر مورد نظر هنوز هم در کلینیک شنوایی دانشگاه تهران - توی پریز برقی که کنار اون میز بزرگ قرار داره - هست ! )

جالب اینجاست که من قبول نشدم اما آقای محمدخانی پارسال در امتحان دکترا قبول شدند !

دیگه داره آبروم میره !!

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 13:24  توسط نسترن | 
اونا همه تالش بودن . من زبان اونا رو بلد نبودم ، اما ما خیلی راحت با همدیگه صحبت کردیم . اونا تالشی حرف می زدن و من فارسی جواب میدادم .

یاد کلاسهای تربیت شنیداری و زبان آموزی افتادم . استاد می گفت کافیه بچه ناشنوایی که تازه به حرف افتاده ، متوجه بشه که حرفهاش برای شما قابل درک نیست ، اونوقت دیگه حرف نمی زنه . منم مثل اون وقتها که زبان آموزی رو آموزش میدیدیم ، تمام سعیم رو به کار می بردم تا حرفهای اونا رو بفهمم .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 13:24  توسط نسترن | 
امروز تمپانومتر منو جا گذاشت . پرینت نمی گرفت . خودم کلی باهاش ور رفتم اما زبونش حالیم نشد . تلفن کردم ، مسئول تعمیرات اومد بازش کرد .

نمی دونستم توی تمپانومتر اینقدر جالبه !!! خیلی زیبا بود . مسئول تعمیرات بازش کرد و تمیزش کرد . منم داشتم نگاهش می کردم تا یه چیز یاد بگیرم . برام جالب بود . مسئول تعمیرات خیلی راحت یه قسمت رو باز کرد . من اگه بودم جرات این کار رو نداشتم . از این کار خوشم اومد . البته آخرش درست نشد ! بازم پرینت نمی کرد .

ببخشید ، پیچ گوشتی اضافه ندارید یکی به من بدید ؟ می خوام تمپانومتر تعمیر کنم !!  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت 14:18  توسط نسترن | 
آشفته و به هم ریخته بود . می گفت : اطرافیانم میگن ما هر حرفی می زنیم ، تو متوجه حرفهای ما نمی شی . گفت : از مهمانی رفتن می ترسم . می ترسم کسی حرفی بزنه و من نشنوم و آبروم بره . حتی می گفت وقتی کسی می یاد دم در خونه ، خودم نمیرم و بچه ها رو می فرستم . می ترسم نفهمم که چکار داره - یا نشنوم .

آزمایش شنوایی هیچ مشکلی رو نشون نمی داد ، اما در حین آزمایش متوجه شدم که دستهاش می لرزه . اول فکر کردم شاید مسئله دیگه ای هم هست ، مثلا اختلالی در مخچه .اول میخواستم gait رو بررسی کنم ( به شدت حس فضولی به من دست داده بود ! ) اما برام توضیح داد که وقتی نگران میشه دستهاش می لرزه و حتی گاهی دچار تیک میشه . واقعا مشکلی در شنیدن نداشت ، اما ترس باعث شده بود به خودش تلقین کنه که " نمی شنوه " .

------------------------------------------------

ثبت نام ارشد ، برای من تبدیل شد به یک دردسر . تا الان دو دفعه اومدم کافی نت و هر بار یک چیزی رو فراموش کرده ام . این دفعه یادم رفته اون فیش بانک رو بیارم . دفعه پیش یادم رفته بود که کد پستی رو یادداشت کنم . اه ، دیگه از ثبت نام کردن خسته شدم . این دفعه سال هفتمی هست که دارم برای ارشد ثبت نام می کنم .  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 18:9  توسط نسترن | 
                                                

یه پسر کوچولو به دنیا اومده بود .  یک پسر کوچولو با سری گرد و بزرگ ،گردنی شل ، چشمهایی کمی مورب ( البته خیلی کم ) ، گوشها در جای درست خود قرار داشتند ، و یک دهان خیلی کوچولو که وسط اون کله گنده ، حسابی تو ذوق می زد .
مامانش فهمیده بود که پسر کوچولو یه مشکلی داره .
آقای دکتر گفت : به احتمال زیاد اون بیماری رو داره .
خانمها گفتن : وا ، آقای دکتر ،اون بچه منگوله ؟ ( استفاده از این عبارت ، اون هم توسط افراد تحصیل کرده ! )

مامانی خیلی ناراحت بود .
یکی گفت : کاش زنده نمونه . کاش بمیره .

چه راحت برای موجوداتی که خودشون نیافریده اند تصمیم می گیرن .
مامانش به من گفت : دکتر گفته یه بیماری ژنتیکی داره و احتمال داره عقب مونده بشه . گفتم فعلا احتمالات رو ول کن و صبر کن تا بزرگتر بشه . یکی از همراه ها گفت : کاش زنده نمی موند .دیگه واقعا عصبانی شده بودم . گفتم : چند بار دیدید یا شنیدید که یکی حامله بوده و در آخرین ماههای حاملگی ، در 6 ماهگی ، یا در 8 ماهگی ، بچه اش سقط شده و مرده ؟ مگه زنده نگه داشتن یا مردن دست شماهاست که در موردش نظر می دید ؟
این مسئله مدتهاست که برای من حل شده . مدتهاست که دیگه با دیدن یک بچه معلول براش دلسوزی نمی کنم . خدا خواسته اون بنده اش اونجوری به دنیا بیاد . کسی اعتراضی داره ؟

+ نوشته شده در  شنبه 26 بهمن1387ساعت 8:12  توسط نسترن | 
بارهاوبارها گفته ام که برای انجام آزمایش ABR کودک باید حداقل سه ماه کامل داشته باشد .

 دیروز یه پسر کوچولوی سه ماه و سه روز رو آزمایش کردم . دربدو تولد OAE جواب نداده بود . بلافاصله در یک ماهگی از کودک آزمایش ABR گرفته بودند و گفته بودند یک گوش افت ۵۰ دسی بل و یک گوش افت ۷۰ دسی بل داره و بچه باید سمعک بزنه .

بچه ، کودکی بود که در هنگام تولد با وزن دو و نیم کیلو به دنیا آمده بود ، ۱۱ روز دربیمارستان بستری شده بود . بعلاوه به والدین گفته شده بود که قلب نوزاد هم مشکلی داره .

با این تفاصیل احتمالا متوجه می شوید که پدر و مادربچه چه حالی داشتند .

با زحمت اون کوچولوی غرغرو رو خوابوندیم و بهش الکترود وصل کردیم ( از این که الکترود بهش وصل بشه و مزاحم خوابیدنش بشه خوشش نمی یومد . سه دفعه هم با عصبانیت الکترود گوش چپش رو کشید ! )  . برای این که مطمئن بشم که وسط آزمایش دیگه بیدار نمی شه ، چراغها رو هم خاموش کردم .

یک پاسخ کاملا واضح و عالی به دست اومد . گوش راست تا ۴۵ دسی بل موج گرفتم - ۳۵ دسی بل موج نداد - گوش چپ تا ۳۵ دسی بل موج گرفتم - ۲۵ موج نداد .

اول گوش راست رو گرفتم . بعد یک وقفه ای وسط آزمایش ایجاد شد ، چون من داشتم امواج رو بررسی می کردم . بعد از حدود ۵ دقیقه اومدم گوش چپ رو آزمایش کنم . از سطح شدت ۷۵ دسی بل شروع کردم . بچه با شروع صدا ، از خواب پرید و با عصبانیت شروع به داد زدن کرد . واکنشش به صدا عالی بود .

البته بعد از تمام شدن آزمایش ABR میخواستم یک OAE هم بگیرم که دیگه بیدار شده بود و آروم نمی موند. در کل با این جوابی که به دست اومد دیگه نمی شه گفت که بچه مشکل شنوایی داره . احتمال داره سالم باشه و یا احتمال داره که افت high tone داشته باشه . در هر دو صورت ، سمعک نمی خواد. 

مادرش بعد به من گفت به آزمایشی که در یک ماهگی گرفته شده بوده ، شک داشته چون وقتی بچه خوابیده و چیزی صدا می خوره ، بیدار میشه .

دلم براشون سوخت . بیچاره ها این دو ماه رو چی کشیدن . پدرش گفت دو ماهه که ما از این مطب به اون مطب میریم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 دی1387ساعت 12:1  توسط نسترن | 
وای چه روز بدی بود . امروز صبح باید 2 ساعت می رفتم درمانگاه و اصلا حوصله نداشتم – هیچی حوصله نداشتم . از در خونه که بیرون اومدم تا برسم به اونجا تمام مدت دعا می کردم که امروز هیچکس نیاد ! دعام خوب عمل نکرد ! البته فقط یک بیمار داشتم که دکترش علاوه بر آزمایشهای روتین ، ETF هم درخواست کرده بود .
من هم از هیچ چیز به اندازه ETF بدم نمی یاد ! چه آزمایش بیخودیه . کلی زور زدم به اون خانم انجام " مانور والسالوا " رو یاد بدم . به نظر من که ETF آزمایش به درد نخوریه .
بعد دیگه مریض نداشتم . راستش دکتر هنوز نیومده بود ( معمولا من می مونم تا ساعت 12 که دکتر می یاد و بیمار ها رو همون موقع بلافاصله آزمایش می کنم ) – اما امروز اصلا حوصله نداشتم و زودتر اومدم خونه . در واقع ، در رفتم ! فکر کردم اینجوری بهتره چون وقتی آدم بی حوصله است نمی تونه خوب مسائل رو بررسی و تحلیل کنه .
من اگر روزی استاد دانشگاه بشم ، به دانشجوهام ETF گرفتن رو یاد نمی دم .
-----------------------------------------------------------
بعد از ظهر داشتم با یک جزوه کلنجار میرفتم که یه جوری بکنمش توی مغزم ( در مورد central Audi. Processing ) که برام یک مسیج اومد . نوشته بود :
همکارمحترم شنوایی سنج
منتخب گروه ﭘروانه دار در انتخابات 27 دی ماه سازمان نظام ﭘزشکی = آقای .......( فیزیوتراﭘیست وگوینده خبر سیما )
این نوشته به نظرم خیلی عجیب بود
من که شنوایی سنج نیستم !! ( از سال 1367 دیگه دانشگاه تهران ، فاغ التحصیل " شنوایی سنج " نداره . شنوایی سنج = کاردان و شنوایی شناس = کارشناس )
آره ، می دونم ، طبق معمول اشتباه ﭘیش اومده . طبق معمول ، طبق معمول ، طبق ....
------------------------------------------------------------------------
هفته ﭘیش داشتم ازیه ﭘسر کوچولوی بیست روزه OAE میگرفتم . بچه بیدار بود و روی تخت دراز کشیده بود . ﭘروب رو تازه گذاشته بودم توی گوشش که یکهو دچار تهوع شد . خیلی آنی بالا آورد – البته در بچه های کوچیک ، استفراغ زیاد ﭘیش می یاد – اما این یکی یه جورایی متفاوت بود – فکر کنم من عصب واگ رو تحریک کرده بودم خیلی سریع اتفاق افتاد و شدیدتر از یک استفراغ عادی بود . دلم براش سوخت . تا الان بعد از دوسال ، اولین باری بود که همچین اتفاقی برام افتاد .




+ نوشته شده در  شنبه 21 دی1387ساعت 20:32  توسط نسترن | 
این زیباترین موج ABR بود که تا حالا گرفته ام .
بیمارم یه آقای 39 ساله بود . در طی چند سال گذشته مبتلا به tinittus بوده و به تازگی ( پس از فوت همسرش در یک سال گذشته ) شدت صدای Tinittus شدیدتر شده و گوش راست دچار افت شنوایی هم شده بود . ادیوگرامی همراهش بود که درست یک ماه پیش توسط یکی از همکاران ادیولوﮊیست گرفته شده بود و نشان دهنده افت شنواییmix در گوش راست بصورت افت نزولی در حدModerate بود .

موج ABR فوق العاده ای رو تونستم ثبت کنم . بین امواج چپ و راست ، هیچ اختلافی در زمان نهفتگی وجود نداشت . اختلاف دو گوش کاملا صفر بود . البته من هم راحت به این نتیجه نرسیدم . می دانستم که افت شنوایی روی امواج ABR تاثیر می گذاره ، برای همین در هر سطح شدت سه بار موج گیری کردم و در نهایت ، موجی رو که کمترین میزان نویز و بالاترین دامنه امواج رو داشت ، برای مقایسه بین دو گوش استفاده کردم .
وقتی کارم تموم شد و امواج تفسیر شدند و پرینت گرفتم واقعا از دیدن شان لذت بردم . دو دقیقه داشتم به اون یک صفحه کاغذ پرینت شده نگاه می کردم . خیلی زیبا بود .
جالب این که پس از اتمام کار من ، همکارم مجددا از بیمار ادیوگرام گرفت و اینبار افت حسی – عصبی دیده شد – در همان سطح آستانه های قبلی . آستانه گیری را دوبار تکرار کرد – من هم شاهد بودم - نتایج فرق نکرد . ادیوگرام mix نبود ، بلکه sensory – neural بود ( به احتمال خیلی زیاد ، اولین ادیوگرام اشتباه بود )

-----------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت :
Thanks a lot . But Nastaran dosen,t  knows many things . She was a lazy student at university and now she ought to learn many informations .
نسترن رو چه به این فکر ها ! نسترن حتی اینقدر بی عرضه بود که نتونست سر حرف خودش باشه – شرط بسته بود که ارشد قبول می شه ، که نشد . بی عرضه ای که تو کشور خودش ، نتونه سر حرف خودش باشه وای به حالش اگه روزی بخواد از کشورش هم بره .
با این حال خیلی خیلی تشکر .
نسترن نا امید نمی شه و مغرور تر از اونه که شکست رو قبول کنه ، هرگز .

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آذر1387ساعت 21:45  توسط نسترن | 
نورولوﮊیست ها چه جوری درس می خونند ؟ جواب این سوال خیلی خیلی مهمه . من که هرکاری میکنم تا مسیر یک دونه عصب رو یاد بگیرم ( اون هم عصب شنوایی که مسیرش کوتاهه و از پایین مغز میره به بالای کورتکس ) نمی تونم . بعد از این همه مدت ، تازه هفته پیش فهمیدم عصب تعادلی از MLF رد میشه ( خیلی ذوق زده شده بودم چون تا حالا نمی دونستم که MLF کجاست ! ) و از اون مهمتر که فهمیدم هیچ شاخه ای از عصب شنوایی از مدیولوس به طور مستقیم نمیره به Dorsal Cochlear Nucleus ! این کتاب نورولوﮊی بالینی امینف واقعا فوق العاده است . توش جای لوب فولوکولونودیولار مخچه رو هم پیدا کردم ، پیدا کردنش برام خیلی با ارزش بود .

 شنبه یک بیمار داشتم 70 ساله . خودش می گفت که تنها مشکلش اینه که نمی شنوه . راست میگفت . افت sensory – neural در حد Moderate داشت . آزمایش تموم شد . گفتم بفرمایید بیرون ( بیرون از اتاق آکوستیک ) . داشتم نگاهش میکردم . با پاهای باز و از هم فاصله دار ، خیلی محتاطانه و درحالی که دیوار رو گرفته بود که نیفته ، راه می رفت . آتاکسی ؟

کنجکاو شدم و پرسیدم : زانو هاتون درد میکنه که اینجوری راه میرید یا سرگیجه دارید ؟ معلوم شد دو ساله که سرگیجه داره و چند بار هم افتاده . پزشک داخلی گفته مشکلی نداره و بیمار هم فکر می کرده که این افتادن ها به خاطر پیری و افزایش سنه . گفتم به دکترتون ( ارجاعی توسط پزشک متخصص ENT بود ) گفتین که سرگیجه هم دارین ؟ آقایی که همسرش بود یهو عصبانی شد و گفت : خانم سرگیجه به دکتر گوش چه ربطی داره ؟

 حالا بیا و درستش کن !! اگه سرگیجه و عدم تعادل نبود ، کاندید خیلی خوبی برای استفاده از سمعک بود ( درک گفتار خیلی خوبی داشت ) اما ترجیح دادم فعلا در مورد سمعک حرفی نزنم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 آذر1387ساعت 22:22  توسط نسترن | 

ضایع شدم ، اساسی . داشتم با یکی از دکترهای متخصص نوزادان صحیت می کردم . همینجوری بحث کشیده شد به نیستاگموس ها . از من پرسید تو از کجا می دونی که نیستاگموس چیه ؟ منم کلی کلاس گذاشتم که ما ادیولوﮊیستها ENG می گیریم  ( البته من به این آزمایش زیاد وارد نیستم !! ) . بعد اومدم بگم یه چیزی حالیمه . پرسیدم مهمترین کاربرد آزمون کالریک چیه ؟ با یه حالتی که انگار انتظار این همه اطلاعات رو از من نداره ، پرسید مگه تو می دونی مهمترین کاربرد آزمون کالریک چیه ؟ منم با یه قیافه حق به جانب گفتم : آره ، می دونم . ارزیابی شوانوم وستیبولار و روش تشخیص منییر .

خنده ای کرد و گفت : نه ، مهمترین کاربرد آزمون کالریک در موارد اورﮊانس آسیب به مغز هست که بیمار هشیاری شو از دست داده و توی کما رفته .

تا الان اصلا در این مورد چیزی نشنیده بودم . اما توی مبانی طب کودکان نلسون ، در یک صفحه و به طور خیلی خلاصه در مورد کالریک توضیح داده .

دکتر گفت که خودش تا الان این آزمون رو در این مورد استفاده نکرده و گفت که پدرش در اومده تا اون صفحه رو یاد گرفته و اضافه کرد که در بخش اورﮊانس از یک سرنگ پر از آب سرد برای انجام این کار استفاده می کنند . من فقط می دونستم که الان دستگاههای near bed و پرتابل جدیدی برای انجام این آزمون وجود دارند که از هوا به جای آب استفاده می کنند ( البته نمی دونم که داخل کشور هم میشه اون دستگاه رو پیدا کرد یا نه ؟ )

بعلاوه من زیاد با تفسیر کالریک آشنا نیستم . یه بخش Katz  خوندم که خیلی کمکم نکرد . مبهم و ناکافی بود . باید به دنبال یه مطلب جامع تر در مورد آزمون های وستیبولی باشم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 22:48  توسط نسترن | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من ادیولوژیستم . فارغ التحصیل 1381 - تهران. وبلاگم دفترچه خاطرات منه . می نویسم تا یادم نره که چی میخوام .
-------------------------------
تا نکوشی در نخواهی یافت ،

و اگر به تمامی نکوشی ،
نکوشیده ای

آزموده تر تیرت را به سویش روانه می کنی ،

هر آنچه در توان داری
به کار میگیری ،


و اگر با تمام وجود کوشیدی و باز ،

" ناکام " ماندی ،

زنهار که شکست نخورده ای ،

آنگاه که به سوی رویاهایت
بال می گشایی .

از رسیدن است که می بالی ،

از کوشیدن است که می آموزی ،

و از رفتن است که پیروز
باز می گردی .

لین پارسونز
مترجم : عبد العلی براتی
از کتاب : رویاهایت را رها نکن


پیوندهای روزانه
BBPV
سابقه کار
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
شهریور 1384
پیوندها
سازمان نظام پزشكي
Webshots
* * * * * * *
وبلاگهاي همكاران :
Audiologyonline
دانشجویان شنوایی - ورودی86
انجمن گوش و گلو و بيني
انجمن علمي Audiology ايران
بارانك Aud.
نوشته هاي يك شنوايي شناسAud.
یادداشت های من Aud.
* * * * * *
امید ابدی
عكاسي
گيلان من
روز نوشت حامد
هاريسون
خاطرات يك فيزياتريست در نيوزلند
حال و هواي دل يك پزشك
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM